آغاز

اندیشیدن را باید آنگونه آموخت که رقصیدن را...

                                                            نیچه (غروب بتها، ص 95، پاره 7)

 

Thinking wants to be learned like dancing, as a kind of dancing… Twilight of the Idols

دیرهنگامی بود که در فکر ساختن وبلاگی برای جمع آوری تاملات خود درباره ی اندیشه های فلسفی غرب بودم. هرچه زمان می گذشت بیشتر احساس نیاز به خواندن فلسفه می کردم. یک احساس عمیق در وجودم می گفت که بدون اطلاع داشتن از مبانی فلسفه، فهم هر مطلب دیگری ناقص و ابتر خواهد ماند و این جمله همیشه در ذهنم تکرار می شد "فلسفه مادر همه ی علوم است."

ادامه نوشته

دین زرتشت (Zoroastrianism)

نویسنده: پروفسور مری بویس

مترجم: مصطفی فرهودی

مقدمه

کیش زرتشت دارای یک سنت شفاهی دیرینه است. زرتشت، پیامبر آن دین پیش از آنکه ایرانیان نوشتن بدانند، می زیست و قرنهای متمادی پیروان او از به کارگیری این فن بیگانه برای اهداف مقدس، ابا داشتند. اوستا - مجموعه متون مقدس آنان - سرانجام در قرن چهارم یا پنجم میلادی در قالب الفبایی که خود برای این کار ابداع کردند، تدوین شد. زبان که به «اوستایی» شهرت دارد، در مورد دیگری گزارش نشده است. مجموعه کوچکی از اوستای کهن را به خود این پیامبر نسبت می دهند. این مجموعه مشتمل بر هفده گات (سرود)، هپتنگ هائیتی (عبادت هفت فصل؛ نیایش کوتاهی همراه با عبادات روزانه موبدان) و دو منثره بسیار مقدس است؛ اما تمام متون «اوستای جدید» آمیزه ای از آثار دانشوران و شاعران گمنام از نسل موبدان می باشد، اوستای کامل در دوران حکومت سلسله ساسانی در ایران نوشته شد و در آن زمان مجموعه حجیمی در بیست و یک کتاب بود. نسخه های معدودی که از این مجموعه فراهم شده بود، در ویرانیهایی که بعدها در چیرگی عربها، ترکها و مغولها به بار آمد، از میان رفت. از این رو اوستای بر جای مانده عبارت است از مناجات نامه، سرودها و ادعیه. نسخه خطی آن به دوران ساسانی بر می گردد؛ اما قدیمی ترین نسخه موجود در 1323م نوشته شده است. اوستای چاپ شده و ترجمه هایی از آن را به زبان آلمانی، فرانسوی، انگلیسی، گجراتی و فارسی می توان یافت. با توجه به روشنگری هایی که همچنان پیوسته از راه پژوهش ها صورت می گیرد، هیچ کدام از آن ترجمه ها را نمی توان معتبر دانست.

ادامه نوشته

آيين شينتو

شینتو (Shinto) از لغت چینی شن تائو یعنی راه خدایان گرفته شده و آئین باستانی ژاپن است. این آئین ایزدبانوی خورشید به نام آماتِه‌راسو را نگهبان سرزمین اجدادی می‌داند و خاندان امپراتوری را از نسل این خدا و تجسم وی می‌شمارد.

دين شينتو خدايان بيشماري داشته و خداي واحدي ندارد. براي همين اين آيين را «راه خدايان» يا «طريق روان هاي پاك» نامگذاري كرده اند. در آئين شينتو عالم فيزيكي را سه بخش مي دانستند: آسمان اثيري در بالا، جهان در سطح زمين و مناطق پست سايه گون در بطن خاك، در اين عالم خدايان بيشماري بودند كه همه را با هم، «كامي» مي ناميدند كه در لغت به معناي «بالا» يا «مهتر» است.

ادامه نوشته

آيين کنفوسيوسي (Confucianism)

هنگام اشاره به فرهنگ سنتی چین، نام یک شخصیت در اذهان زنده می شود و او کسی جز کنفوسیوس نیست. در جامعه چین هیچکس به اندازه ”کنفوسیوس” تاثیرگذار نبوده است. به همین دلیل هر کسی تا اندازه ای در باره او می داند و کم و بیش تحت تاثیرتئوری مکتب ”کنفوسیوس” قرار گرفته است.

کُنفُوسیوس مشهورترین فیلسوف، نظریه پرداز سیاسی و معلم چینی است که در چین باستان زندگی می‌کرد. وی در ۵۵۱ پیش از میلاد در ایالت کوچک لو که امروزه بخشی از شهرستان جدید شاندونگ است متولد شد و در ۴۷۹ پیش از میلاد در گذشت. والدینش، که در زمان کودکی او زندگی را بدرود گفتند، او را کونگ - کویی نامیدند. کنفوسیوس از کلمه کونگ فوزی، به معنای "استاد بزرگ، کونگ" گرفته شده‌است. اسم «کنفوسیوس» «کنوگ چیو» بود و «کنفوسیوس» نامی است که مردم به صورت احترام برای او برگزیدند.

ادامه نوشته

ادیان خاور دور (تائوئیسم)

در ممالک خاور دور نیز همانند کشور هند، چنانکه اشاره کردیم، ادیان سررشتۀ اتصال و ارتباط زمان حاضر به ماضی هستند. شاید هیچ دینی آیین و ایمان پیشین را بکلی منسوخ و مطرود نمی کند، بلکه نوعی جانشینی و تنفیذ احکام و معتقدات سابق صورت می گیرد. در هند و خاور دور واقعاً آیین کهن به دور افکنده نمی شود و روایات قدیم و جدید در هر دو مذهب به یکدیگر پیوسته هستند. ولی ادیان مردم شرق اقصی با کیش هندو به جهاتی چند اختلاف دارند و از آن جمله اینکه مردم هند برای طبیعت یک ارزش وهمی و تصوری قایلند، در حالی که مردم چین و ژاپن بر چهرۀ طبیعت با دیدۀ ذوق و حب جمال نظر می کنند و علاقه به جهان و دلبستگی به حیات و ادامۀ زندگانی هدف و مقصود نهایی در معتقدات ایشان می باشد. هر چند طبیعت خود حقیقت نهایی نیست، ولی اثری ارزنده در عالم و در حیات انسانی دارد و آنان کارگاه طبیعت را امری حقیقی واقعی می دانند، نه مخلوقی وهمی و خیالی و آمیخته به صور خرافات و قوای گوناگون اوهام، بلکه به اعتقاد ایشان طبیعت نظامی عالی و جمالی به کمال و حقیقتی تام در قوه و فعل است.

 

ادامه نوشته

نگاهي به آيين سيك (Sikhism)

آيين‌ سيك‌ در ايالت‌ پنجاب‌ واقع‌ در شمال‌ هند، و درفضايى بوجود آمد، كه‌ از مفاهيم‌ بسيارى كه‌ در سرزمين‌ پيدايش‌ رواج‌ داشت‌، بيگانه‌ نبود. اين‌ آيين‌ آميزه‌اى است‌ از مظاهر هندى و اسلامى‌ بويژه‌ مفاهیم صوفيّه.

نخستين‌ بنيانگذار آيين‌ سيك‌ نانك‌ است‌، كه‌ در سال ‌1469 م‌ از پدر و مادرى هندويى متولد شد. در يك‌ جو دينى هندويىـاسلامى زندگى كرد. او اولين‌ كسى نبودكه‌ دست‌ به‌ تلاش‌هايى ‌اصلاح ‌طلبانه‌ مى‌زد بلكه‌ قبل‌ از او فردى به‌ نام‌ كبير (1440 - 1518) كه‌ از ميراث‌ هندوئيسم‌ وقرآن‌ كريم‌ اثر پذيرفته‌ بود، به‌ اين‌ كار اقدام‌ كرده‌ بود.

ادامه نوشته

آشنایی با آیین بودیسم (Buddhism)

آیین بودا از شاخه های کیش هندوست. این آیین از هندوستان بیرون آمده و سراسر مناطق خاوری را در نوردیده است و به علت داشتن اندیشه های عرفانی لطیف و گسترش در مناطق پرجمعیت جهان، پیروان زیادی دارد و اخیرا به اروپا و آمریکا نیز سرایت کرده است .

سرگذشت بودا

بودا (Buddha) به معنای بیدار لقب گوتاماشاکیامونی (Gautamamuni -Sakya) بنیانگذار مکتب اصلاحی بودیسم است. به عقیده بوداییان وی که فرزند پادشاه شهر کاپیلاوستو (vastu-Kapila) در شمال هندوستان بود، در حدود سال 563 ق .م . به دنیا آمد و در آغاز سیدارتا (Siddhartha) یعنی کامیاب نامیده می شد. ستاره شناسان پیشگویی کرده بودند که این شاهزاده پس از مشاهده نمونه های بیماری، پیری و مرگ و برخورد با یک ریاضت کش دنیا را ترک خواهد کرد و به ریاضت روی خواهد آورد.

ادامه نوشته

آیین جینیسم (Jainism)

آیین هندو مانند درخت کهنسالی است که شاخه های نسبتا جوان خود را در سرزمینهای بزرگی گسترده است. برخی از این شاخه ها در اوج اقتدار برهمنان و به عنوان اعتراض به سخت گیریهای آنان پدید آمده است. از جمله شاخه های هندوئیسم آیین جین (Jaina) به معنای پیروز است که پنج قرن قبل از میلاد پایه گذاری شد.

سابقۀ آیین جین به زمان های بسیار دور، حتی تا پیش از  پیدایش تاریخ، باز می گردد. سلسلۀ طولانی استادانی که از طریق آنها آیین جین دست به دست منتقل گردیده، شامل بیست و چهار «تبلیغ گر آزاده و رهیده» می شود که آخرین آنها «واردهامانا» نام داشت. نام مشهور تر او ماهاویرا است که معاصر گائوتاما بودا بود. از قرن ششم قبل از میلاد دین هندویی یا برهمایی مورد حمله ی کیش بودایی و جاین قرار گرفت. کیش بودایی پس از چندقرن مبارزه با دین برهمایی از هندوستان رانده شد و به چین و ژاپن و هندو چین رفت و سرنوشت بهتری پیدا کرد. ولی کیش جین هنوز در آن سرزمین به حیات ضعیف خود ادامه میدهد.

ادامه نوشته

آیین هندوئیسم (Hinduism)

هر چند در حل مسائل مختلف تاریخ ادیان مردم هند نمی توان قواعد و اصولی کلی وضع کرد، ولی به درستی می توان گفت که بر سر یک نکته توافق عمومی حاصل است، و آن این که مردم هند حتی مسلمان و زردشتیان آن دیار به ظواهر دنیای مادی قانع شده اند، و جسم و جسمانیات در نزد ایشان در مرحلۀ ثانوی قرار دارد و معتقدند که در عالم حقایقی موجود است مربوط به زندگی و عقل و روح که بالاتر از عالم ماده است. در فکر اکثریت هندوان جهان طبیعت نه فقط مشکلاتی در حل مسائل مربوط به زندگی و روح و عقل ایجاد کرده، بلکه با مظاهر صوری خود، فریبنده و درست متضاد با حقیقت می باشد. مبدأ این فکر و اندیشه در نزد هندوان و جین ها و بودایی ها، که زاییدۀ سرزمین هندند، همانا وصول به سر منزل نجات و رستگاری است. 

 

ادامه نوشته

آشنایی با ادیان

همۀ ادیان؛ به هر راه و بیانی که باشد، متفقند بر اینکه انسان قائم به ذات خود نیست و نمی تواند باشد. زندگی او به نحو اساسی به قوای موجود در طبیعت و اجتماع خارج از ذات او، پیوسته و بلکه وابسته بدانست. انسان، به طور مبهم یا روشن، می داند که قوۀ مرکزی مستقلی که بتواند، جدا از این جهان، قائم به نفس خود باشد نیست. 

ادامه نوشته

نيچه، زرتشت و ايران

ادامه نوشته

خدایان یا فرازمینی ها

مدتی بود که با نظریه فضانوردی باستانی Ancient Astronauts or aliens)) و زیست فرازمینی (Extraterrestrial life) آشنا بودم و قصد داشتم مطلبی کوتاه در این باره بنویسم که خوشبختانه چنین فرصتی دست داد.

هر چند  نظریه فضانوردی باستانی (paleocontact hypothesis) به طور علمی ثابت نشده ولی فقط برای یک لحظه تصور کنید چنین نظریه ای درست باشد. در آن صورت تمام ساختار فکری گذشته ی بشر به خصوص عقاید قدیمی آنها در مورد خدایان و مذاهب گوناگون دگرگون می شود.


ادامه نوشته

هوسرل  و هایدگر: پدران پدیدار شناسی و اگزیستانسیالیسم

   

یکی از فلاسفه ای که در اوایل قرن بیستم فعالیت می کرد و اهمیتش به مراتب بیش از آن است که از شهرتش خارج از حوزۀ فلسفۀ برمی آید، مردی آلمانی به نام ادموند هوسرل (Edmund Husserl) بود که در 1859 متولد شد و در 1938 درگذشت. به تصدیق همه، شاهکار هوسرل کتابی است موسوم به تحقیقات منطقی (Logical Investigations) در دو جلد که در 1900 و 1901 منتشر شد. از نوشته های دیگرش، کتاب تصورات (Ideas) بخصوص در خور ذکر است که در 1913 به چاپ رسید.

ادامه نوشته

نیچه: لبریز از زندگی باش

هر فهرستی از زبدۀ فلاسفۀ قرن نوزدهم که گسترده ترین تأثیر را خارج از حوزۀ فلسفه داشته اند، باید دست کم نام هگل و مارکس و شوپنهاور و نیچه را در برگیرد.

فریدریش ویلهلم نیچه (Friedrich Wilhelm Nietzsche)‏‏ (۱۵ اکتبر ۱۸۴۴ - ۲۵ اوت ۱۹۰۰) فیلسوف، شاعر، آهنگساز و فیلولوژیست کلاسیک بزرگ آلمانی بود. او در ۱۵ اکتبر سال ۱۸۴۴ در روکن واقع در لایپزیک در ایالت ساکسونی پروس به دنیا آمد. به دلیل مقارنت این روز با روز تولد فریدریش ویلهلم چهارم، پادشاه وقت پروس، پدر او که معلم چند تن از اعضای خاندان سلطنت بود، به ذوق وطن‌خواهی از این تصادف خوشحال گردید و نام کوچک پادشاه را بر فرزند خود نهاد.

ادامه نوشته

شوپنهاور، فیلسوف بدبین

آرتور شوپنهاور (Arthur Schopenhauer) (۱۷۸۸۱۸۶۰) میلادی فیلسوف بدبین آلمانی یکی از بزرگترین فلاسفهٔ اروپا و فیلسوف پرنفوذ تاریخ در حوزه اخلاق، هنر، ادبیات معاصر و روانشناسی جدید است.

شوپنهاور طبیعتی بی آرام و متزلزل و پر از سؤ طن داشت و عصبانی بود.متأهل نشد و زندگانی را به تنهایی به سر برد. در سالهای آخر عمر کم کم اشتهار یافته بود و پس از مرگ٬شهرتش قوت گرفت. شوپنهاور با گوته٬ نویسنده آلمانی و هگل٬ فلیسوف مشهور٬ معاصر و با اولی دوست بود و چندی بعد به وسیله یک هندو از عقاید بودائیان آگاهی یافت و پس از تجسس و تفکر زیاد به آئین بودایی اعتقاد کامل یافت.

ادامه نوشته

مارکس: آزادی در گرو مهار نیروهای اقتصادی

چند تن از پیروان هگل خودشان هم مشهور شدند، اما شهرت هیچ کدام به پای کارل مارکس (Karl Marx) نمی رسد. مارکس در 1818 در شهر تریر در آلمان به دنیا آمد و در جوانی هنگامی که فلسفه می خواند، سخت پیرو هگل شد، اما تا پیش از اینکه در حدود بیست و پنج سالگی فلسفه را از آلمان و سیاست را از فرانسه و اقتصاد را از انگلستان بگیرد و با هم مخلوط کند و آن آمیزۀ غنی و بدیعی را که به مارکسیسم معروف است به وجود بیاورد، هنوز سوسیالیست نبود. در 1848 به اتفاق کارخانه دار ثروتمند و جوانی به نام فریدریش انگلس بیانیۀ کمونیست را نوشت. شاید در تاریخ عقاید و اندیشه ها هیچ همکاری دیگری از حیث اهمیت به پای اشتراک مساعی مارکس و انگلس در سال های بعد نرسد. برای اینکه مارکس قادر به ادامۀ نوشتن باشد، انگلس در بیشتر عمر او هزینۀ معاشش را تأمین می کرد. مارکس بخش اعظم زندگی را به علت فعالیت های سیاسی، به ناچار دور از وطن گذرانید. در سی و یک سالگی به لندن رفت و تا هنگام مرگ در 1883 در آنجا بسر برد.

ادامه نوشته

آگوست کنت: جامعه ی سیاسی اثباتی

ایسیدور اگوست ماری فرانسیس خاویر کنت (Isidore Auguste Marie François Xavier Comte)‏ (زاده ۱۹ ژانویه ۱۷۹۸ - مرگ ۵ سپتامبر ۱۸۵۷) معروف به اگوست کنت فیلسوف فرانسوی است که به عنوان واضعِ نامِ جامعه‌شناسی (Sociology) و بنیانگذارِ جامعه‌شناسیِ نوین و دکترین پوزیتیویسم یا فلسفۀ اثباتی شناخته شده‌است. تابلویِ علوم، سیرِ تکاملِ ذهنیِ بشر و توجه به جنبه‌هایِ پویا و ایستایِ جامعه از اندیشه‌هایِ برجستهٔ اوست.

ادامه نوشته

هگل: عقلانی، واقعی و واقعی، عقلانی است


گئورگ ویلهلم فریدریش هگل (
Georg Wilhelm Friedrich Hegel) فیلسوف بزرگ آلمانی و یکی از پدید آورندگان ایده‌آلیسم آلمانی بود. تاریخ‌گرایی و ایده‌آلیسم او انقلاب عظیمی در فلسفهٔ اروپا به وجود آورد و سنگ بنای مارکسیسم و فلسفه قاره‌ای شد. وی در 1770 در شهر اشتوتگارت به دنیا آمد و بیشتر عمر را به تدریس گذرانید تا سرانجام اول در هایدلبرگ و بعد در برلین استاد فلسفه شد. هگل در سال ۱۸۳۰ رئیس دانشگاه برلین شد و بالاخره به سال ۱۸۳۱ به سبب شیوع وبا در ۱۴ نوامبر فوت کرد. دست‌نوشته‌های زیادی بعد از مرگ از او به‌جای مانده بود که به مرور تنظیم شد و به صورت کتاب‌های مختلف انتشار یافت.

ادامه نوشته

فلسفه ی سیاسی کانت: نظریه ی ایده آلیستی

اندیشۀ عقل گرایی و در پی آن فردگرایی که در انگلستان و فرانسۀ سدۀ هفدهم و هیجدهم شکوفا شدند پایه های فلسفی انقلاب فرانسه را فراهم کردند. عقل گرایان به طور کلی گذشته یا تاریخ را دوره ای می دانستند که در آن کاربرد آزاد عقل با مانع روبه رو بوده است؛ و آن زمان که این مانع برطرف شد، انسان ها توانستند عقل خود را برای حل مسائل خود و برای ایجاد اجتماعی جدید و پیشرفته به کار ببرند، اجتماعی که زندگی در آن برای یکایک مردم به طور کلی بهتر از گذشته می بود. بر این اساس، تاریخ برهوت ملالت انگیز ستم و سرکوبی دانسته و گفته شد انسان باید به آینده توجه کند نه گذشته؛ انسان ها توانایی ساختن جهان خود را دارند و بنابراین، اجتماع و مناسبات اجتماعی قدیمی که زمان درازی عقل و پیشرفت را خفه کرده اند، باید تغییر کند و به فرد آزادی داده شود تا خواست ها و هدف های خود را دنبال نماید. آموزۀ حقوق طبیعی می گفت که انسان حق دارد چنین کند.

ادامه نوشته

کانت، پایان متافیزیک

اکنون چند نسل می گذرد که مردی که بیش از هر کس او را بزرگترین فیلسوف از زمان یونانیان قدیم تا امروز محسوب می کنند، ایمانوئل کانت (Immanuel Kant) بوده است. کانت در 1724 در شهر کونیگسبرگ در پروس شرقی به دنیا آمد و همانجا در سن نزدیک به هشتاد در 1804 در گذشت. بسیاری بذله ها گفته شده است دربارۀ اینکه کانت تقریباً هیچ از کونیگسبرگ بیرون نرفت و هرگز در تمام عمر از ایالت زادگاهش پا بیرون نگذاشت و همچنین در این خصوص که آنچنان پای بند برنامۀ روزانۀ زندگیش بود که مردم کونیگسبرگ براستی می توانستند ساعت هایشان را با لحظۀ عبور او از برابر پنجرۀ منزلشان میزان کنند. کانت هرگز ازدواج نکرد و زندگیش بر حسب ظاهر کاملاً آرام و بی حادثه می گذشت.

ادامه نوشته