آیین هندو مانند درخت کهنسالی است که شاخه های نسبتا جوان خود را در سرزمینهای بزرگی گسترده است. برخی از این شاخه ها در اوج اقتدار برهمنان و به عنوان اعتراض به سخت گیریهای آنان پدید آمده است. از جمله شاخه های هندوئیسم آیین جین (Jaina) به معنای پیروز است که پنج قرن قبل از میلاد پایه گذاری شد.

سابقۀ آیین جین به زمان های بسیار دور، حتی تا پیش از  پیدایش تاریخ، باز می گردد. سلسلۀ طولانی استادانی که از طریق آنها آیین جین دست به دست منتقل گردیده، شامل بیست و چهار «تبلیغ گر آزاده و رهیده» می شود که آخرین آنها «واردهامانا» نام داشت. نام مشهور تر او ماهاویرا است که معاصر گائوتاما بودا بود. از قرن ششم قبل از میلاد دین هندویی یا برهمایی مورد حمله ی کیش بودایی و جاین قرار گرفت. کیش بودایی پس از چندقرن مبارزه با دین برهمایی از هندوستان رانده شد و به چین و ژاپن و هندو چین رفت و سرنوشت بهتری پیدا کرد. ولی کیش جین هنوز در آن سرزمین به حیات ضعیف خود ادامه میدهد.

آیین جین هدفش را فراهم کردن مسیری به سمت پاکسازی روحانی و رستگاری معرفی می‌کند که بر اساس اعتقادات این آیین این پاکسازی از طریق زندگی بر پایه سنت اهیمسا (پرهیز از آزار هرگونه جاندار) قابل دستیابی است. در واقع کلمه جین از لغتی در زبان سانسکریت می‌آید که به معنی فتح کردن می‌باشد. این اشاره‌ای به جنگی درونی بر علیه نفسانیات، شهوات و حواس بدنی که راهبان آیین جین اعتقاد داشتند آنها را به دانستن همه چیز، و پاکسازی روح یا رستگاری میرساند، می‌باشد. آیین جین بهمراه هندوئیسم و آئین بودایی تنها مذاهب زنده هند باستان می‌باشند. آیین جین در سیر تکاملی اش بصورت تدریجی به فرهنگی مبدل شده و نقش عمده‌ای در توسعه فلسفه و منطق، هنر و معماری، ریاضی و نجوم، و ادبیات هندی داشته‌است. آیین جین مفاهیم مشترک زیادی با هندوئیسم و آئین بودایی دارد که ناشی از پیش زمینه فرهنگی و زبانی مشترک آنها می‌باشد. مورخین در گذشته عموماً به آیین جین به عنوان شاخه‌ای از هندوئیسم یا بدعتی در آئین بودایی می‌نگریستند ولی مقبولیت این دیدگاه‌ها امروزه از بین رفته چنانچه به نقل از دانشنامه بریتانیکا آیین جین باید به عنوان پدیده‌ای مستقل نگریسته شود که بخشی جدایی ناپذیر از سنن و اعتقادات رایج در آسیای جنوبی را تشکیل می‌داده‌است.

بگفته دانشنامه کلمبیا آیین جین در اعتراض به آداب آیین هندوئیسم، خصوصاً مراسم قربانی کردن آن و قدرت و نفوذ وداها به وجود آمد. آیین جین البته پیدایشش را به ۲۴ پیشوا که یکی پس از دیگری جانشین هم شده‌اند نسبت می‌دهد. به عقیده دانشنامه کلمبیا به‌نظر می‌آید آخرین این پیشواها - که نامش مهاویرا بود- شخصیتی واقعی (و نه افسانه‌ای) دارد. مهاویرا رهبانیت بسیار شدید، و مراقبت خود در تمام زندگی جهت گریز از چرخه باززایی را آموزش می‌داد.

از لحاظ توزیع جغرافیایی محل زندگی پیروان، آیین جین بصورت کلی محدود به هند بوده اگر چه با مهاجرت اخیر هندیان به کشورهای انگلیسی زبان، از جمله آمریکا، آنها را در سطح جهان پخش کرده‌است. آماری دقیقی در مورد میزان پیروان این آیین در دسترس نیست. دانشنامه بریتانیکا تعداد آنها حدود چهار میلیون در هند و صد هزار نفر در بقیه نقاط دنیا ارزیابی می‌کند.

در میان دو خیزش اصلاحی بودایی و جینی که تقریبا به طور همزمان بوجود آمدند مکتب جینی تا حدودی متقدم‌تر است، این دین برخلاف بودائیسم هرگز در خارج هند پیشرفتی نداشته و در خود هند هم عمدتا به مناطق کوچکی که بیشتر در غرب و جنوب هند واقع شده‌اند محدود است و حتی درصد این اقلیت دینی در هند نسبت به کل جمعیت هندوستان به تدریج رو به کاهش می‌رود.

دین جینی در معماری و باستان‌شناسی هند جایگاه مهمی دارد. تپه تاریخی «استوپا»ی جینی که در ماتورا به یادگار مانده دارای کتیبه‌ای است که تاریخ نگارش آن در حدود آغاز دوره مسیحیت است. این بنای مذهبی که از آجر بنا شده، احتمالا قدیمی‌ترین بنای شناخته شده هند است. پرستشگاه‌های جاینی در احمدآباد، الورا، اجمیر و کوه ابو در غرب هند و معبد سنگی جاینی در کالی گامالای در جنوب هند، جزو ذخایر معماری آن سرزمین به شمار می‌آیند.

مؤسس و بنیانگذار جینیزم

بنابر تاریخ سنتی جین، بنیانگذار این مکتب ناتاپوته واردمنه، موسوم به ریشبه یا ریشبه دیو بوده است که در سده های بسیار پیش از میلاد مسیح می زیسته و می گویند او اولین موسس طریقه و گذرنده از دریای سمساره است. در حدود سال 599ق.م در ناحیه ای که اکنون به نام «بهار» معروف است در خانواده ای از طبقۀ کشتریه کودکی متولد شد که بعد به «مهاویره» به معنی «پهلوان بزرگ» شهرت یافت. ماهاویرا در سال 526 پیش از میلاد در شهر «پاوا» نزدیک«باتنا» به «نیروانا»  پیوست و به درجۀ کمال و بلوغ، یعنی کواله، نایل گشت.بعد از یکسال مهاویرا به عالیترین پایه یعنی مقام تیرتنکره رسید و افراد قبیلۀ خود و سایر مردم را به طریقۀ خویش دعوت کرد و تا سن 72 سالگی در ترویج طریقۀ خود کوشید.در آن زمان او به جینه، «فیروز و فاتح» ملقب گشت و پیروان او نیز «جین» گفتند.

قدمت مکتب فلسفی جین

مکتب فلسفی جین، همچون مکتبهای فلسفی سانکیه و جوگ(= یوگ) بسیار کهن است و از حیث قدمت بودا تقدم زمانی دارد و بر خلاف مکتب چاروکه به دنیا بد بین است.

فلسفه و اخلاقیات جینیزم

فلسفۀ جینی، یکی از جنبش های بزرگ فکری است که برای آزاد کردن عقل از سلطۀ ودا ها و ملحقات آنها بظهور رسیده است. در نظر جینها قانون کرمه معتبر و اصیل شناخته شده است و همگی به دوران چرخ حیات، بر طبق آن قانون، معتقد می باشند. ولی برای کرمه تفسیر و ترجمۀ دیگری کرده اند و برآنند که حاصل اعمال و نتایج کردار بشر مانند قشری روی جوهر روح رسوب یافته، یا به درون آن سرایت و نفوذ می کند. در اثنای عمرهای پیاپی و توالدهای مکرر، که برای روح فردی دست می دهد، طبقات پوششی از یک مادۀ خارجی به انواع و درجات مختلف روی جوهر روح لطیف متحجر می شود و  پنج غلاف بالنسبه متراکم گرداگرد گوهر روان تشکیل می شود و ضخامت حاصل می کند و آدمی باید با اعمال و کردار خود آنها را از میان ببرد و جوهر روح را به لطف وصفای اصلی اعاده دهد یا آنکه، مانند مهاویره و دیگر اسلاف و پیشینیان، طریقۀ ریاضت رهبانان پارشوه را اختیار کند و آن مادۀ سمی خارجی را، که در قشر صلب روح نفوذ کرده، ذوب نماید تا آنکه روح را مصفا و رقیق کرده، عاقبت به طهارت و پاکی نخستین بازگرداند. لطیف ترین صورت ماده را به «مادۀ کرمه» تعبیر می کنند و می گویند این ماده در روح صورت می بندد. مشکلترین وظیفه روح این که خود را از ماده خلاص کند البته این عمل در اثر چرخه کرمه صورت می گیرد و از این رو ارواح انسانی که در وجود جسمانی اسیرند در طلب نجات از رنج «کرمه» هستند تا اینکه به سعادت و وصال یعنی«مکشه» برسند و باید به عمل و کردار خود متمسک شوند. برهمنان و روحانی تأثیری در زندگانی روحانی دیگر افراد ندارد، وداها  مقدس و آسمانی شمرده نمی شوند و تأثیری در خلاصی انسان از کرمه ندارد. هر فرد باید از درون خود استمداد جوید. مهاویره وقتی می گفت : «تنها دوست یگانه تو نفس توست؛ چرا از دیگری غیر خود یاری  می جویی».

شگفت آورترین سنت این قوم این است که پوشیدن لباس را حرام می دانند و معتقدند مهاویره در حال ریاضت و ترک تعلقات نفسانی، پس از مشاهده تعلق خاطر خود به حیا، همه لباسهای خود را بیرون آورد و تا آخر عمر برهنه به سر برد. در حدود سال 79 ق .م . میان پیروان این مذهب در مورد حدود برهنگی اختلاف و دودستگی پدید آمد: فرقه آسمان جامگاهان (Amhbra-Dig) هیچ لباسی را نپذیرفتند، در حالی که فرقه سفید جامگان (Svetambara) گفتند استفاده از اندکی پارچه جایز است. گاندی رهبر انقلاب هندوستان تحت تاثیر این آیین لباسهای دوخته ایام جوانی را کنار نهاد و تنها از مقداری پارچه سفید استفاده می کرد. دریوزگی و خواری از فضائل محسوب می شود. به عقیده آسمان جامگان زنان راهی به کمال ندارند و برای این امر باید به انتظار مرد شدن در دوره های بعدی تناسخ باقی بمانند.

تعالیم دین جین و اهیمسا

اهیمسا به معنای «نیازردن جانداران» است، و آن در دین جاینی راه نجات است و متضمن پیمان پنجگانه است که هر معتقد به جاین به آن تعهد می کند:

  1. من از کشتن و آزردن جانوران پرهیز خواهم کرد.
  2.  من از هر گفتار و کرداری که به خشم و دروغ و آز پیوندد می پرهیزم.
  3. من از تملک هر چیز که به من عطا نشده، و از آن من نیست، می پرهیزم.
  4. من لذات وشهوات جنسی را بر خود حرام می دانم.
  5. من از هر دلبستگی اندک یا بسیار به اشیاء اعم از جاندار یا بیجان بیزارم.

بر اثر اعتقاد به اهیمسا کشاورزی و زراعت در کیش جاین حرام است، زیرا در عمل کشت و زرع، خاک زیر و رو میشود و حشرات و کرم ها را به تباهی می کشاند.

معتقدان به مذهب جاین غالباً دهان و بینی خود را با پارچه ای می پوشانند تا مبادا موجودات ذره بینی هوا در حین تنفس به دهان و بینی ایشان داخل شده به قتل برسند. در کیش جاین برای حیوانات حتی برای درندگان بیمار آسایشگاهها و بیمارستانهایی وجود دارد.

آیین جین ، علاوه بر پذیرش معارف هندویی، مسائل تازه ای را مطرح می کند  بر قواعد اخلاقی شدیدی اصرار می ورزد. به عقیدمه جینها رستگاری بر دو اصل استوار است یکی ریاضت کشی و دیگری اهیمسا یا پرهیز از آزار جانداران که تا نباتات و جمادات پیش می رود و کندن زمین برای کشاورزی ممنوع شمرده می شود. آنان آب را قبل از نوشیدن صاف می کنند که مبادا کرمی وارد دهان شود و جان بدهد. همچنین جاروبی از پر طاووس در دست می گیرند و حشرات ریز را از مسیر خود دور می کنند. خودکشی از طریق ترک طعام و شراب فضیلتی بسیار بزرگ به شمار می آید و خود مهاویرا نیز به این شیوه در گذشته است.

جینها،در طول مرور و ایام و سنین، خود را از اموری که متضمن ایذاً به جانوران است منحرف ساخته، و مشاغل و کارهایی پیش گرفتند که مستلزم آزار به غیر نیست؛ از این روبه شغل صرافی، تجارت، زمین داری، وکالت عدلیه و امثال این امورپرداخته اند و درنتیجۀ این عهود دوازده گانه نزد آن جماعت قمار باخته، گوشت خوردن، شراب نوشیدن، زنا، شکار، دزدی و انواع فسق و فجور ممنوع و حرام است. گاندی رهبر فقید هند سخت شیفته تعالیم دین جین بود، با یک لنگ خود را می پوشانید و اصل اهمیسا را سرمشق خود قرار داده بود.

آیین جین تنها آیینی است که در آن از راهبه تا مردم عادی همه باید گیاه‌خوار باشند و از خوردن جانداران پرهیز کنند. حتی برخی از آنان از خوردن سیب‌زمینی و بسیاری از گیاهان زمینی خودداری می‌کنند، چراکه باور دارند روی سیب‌زمینی  میکروارگانیسم‌هایی غیر قابل دیدن، وجود دارند که با خوردن سیب‌زمینی آن‌ها نیز از بین می‌روند.

شاخه های جینیزم

جین ها بدو فرقه «شوتامبارا» یا «سفید پوشان» و «دیگامبارا» یا «آسمان پوشان» (یعنی عریان) تقسیم شده اند. اولین اختلاف اصولی در جامعه جین گویا در قرن چهارم پیش از میلاد آغاز شده است و این اختلاف در سال 79 قبل از میلاد منجر به جدائی دائمی این دو فرقه گردید. «آسمان پوشان» معتقداند که به سنن کهن کیش جین که به فقر و عزلت از دنیا توجه خاصی داشته است، وفادار مانده اند و بهمین دلیل لخت و برهنه راه می روند و حتی از پوشاندن تن خود نیز امتناع می کنند.

زن در جینیزم

جینها در بارۀ زنان دو عقیدۀ مختلف دارند: بعضی از آنها زنان را در طبقۀ راهبان قبول کرده اند و معتقد ند که جماعت اناث هم مانند ذکور قابل طی  مراحل طریق و وصول به سر منزل فنا (نیروانا) می باشند، ولی کهنه پرستان ایشان به کلام معروف مهاویره  تمسک جسته اند و زنان را بزرگترین مایۀ فریب خواری و ابتلای انسان در این جهان می دانند، از این سو زنان را به معابد خود راه نمی دهند و  در صف جماعات خود قبول نمی کنند و می گویند تنها راه نجات برای زنان در آن است که بار دیگر در جسد مرد به این جهان باز آیند!

روح یا جیوا

جیوا یا روح، جوهری شعورمند و آگاه است. شعور و آگاهی، جوهر روح است هر چند ماهیت و مرتبت روح ها با هم متفاوت است و لیکن هر روح دارای نوعی شعور است. تنها ارواح کامل ومنزه می توانند به رستگاری کامل برسند.

روح بر حسب گرایش هایی که به خاطر اعمال گذشته پیدا کرده، به طور متوالی در  بدن های گوناگون رحل اقامت  می افکند.

اشیاء و جواهر به دو گروه ارواح و اجسام بی جان یا مادی بخش می شوند. جهان مملو از ارواح بیشمار است. جین ها ارواح را بر حسب تعداد حواسی که در اختیار دارند طبقه بندی کرده اند. پست ترین طبقۀ جواهر شامل نفوس گیاهان ونباتات است که بنابه نظر جین ها فقط یک حس دارند و آن حس لامسه است. درجۀ بعدی طبقۀ کرمها است که دو حس دارند یعنی حس لامسه و شامه، طبقۀ بالاتر شامل موریانه است که از کلیۀ پنج حس برخوردارند. حیوانات کاملتر بویژه انسان و خدایان به اضافۀ این پنج حس، دارای حس مشترک و باطن نیز هستند که آنرا «ماناس» می گویند. جین ها معتقداند که عناصر اربعه و فلزات نیز دارای نوعی نفس هستند که آنرا می توان به نفس عنصری تعبیر کرد.

پنج جوهر بی جان: ماده، زمان، مکان، دهرما و اَدهرما

جهان طبیعی متشکل از اجسام مادی ای است که روح های آنها را اشغال و پُر می کنند، به علاوه اشیای مادی دیگر که جهان پیرامون روح ها را شکل می بخشند .در جهان پنج جوهر هستند که بدون وجود آنها، جهان و رودیدادهای آن را نمی توان به طور کامل تبیین کرد. این پنج جوهر عبارت اند از: حرکت و سکون، مکان، زمان، ماده.

دارما یا دهارما ادارما یا ادهارما

دهارما و ادهارما شرایط لازم برای جنبش و سکون اند. استدلال جینها این است: با آنکه این ماهی است که در رودخانه حرکت می کند، اما حرکت ماهی بدون میانجی گری آب ممکن نیست. بنابراین آب شرط ضروری و لازم حرکت ماهی در روخانه است. همین امر در مورد حرکت روح یا یک شیء مادی هم صادق است که حرکت شان بدون یک شرط اضافی و کمکی امکان پذیر نیست. این شرط یک جوهر است که به آن دهارما (جنبش) گفته می شود، ادهارما (سکون) جوهر دیگری است که به وضعیت آرمیده یا به سکون اشیای نامتحرک کمک می کند.

 مانند اینکه سایه درخت به مسافری که در زیر درخت آرمیده است، کمک می کند و یا کره زمین به سکون اشیایی که روی آن ساکن می باشند، مدد می رساند. با این حال، این جوهر نمی تواند شیء متحرک را از حرکت باز ایستاند.

مکان یا آکا شا

وظیفۀ مکان یا فضا این است که برای وجود یافتن همۀ جوهرهایی که امتداد یا بُعد دارند، جا باز می کند. بدون مکان جوهر ها نمی توانند امتداد و بُعد داشته باشند. جینها دو نوع مکان یا فضا را از هم تفکیک می کنند. نوع نخست، مکان یا فضای جهان است که در آن روح وسایر جوهرها می زیند و نوع دیگر، مکان یا فضایی خالی در ماورای این جهان یا لامکان است..

زمان یا کالا

چنان که اوماس وامی می گوید، تداوم، اصلاح، تغییر، حرکت، نو شدن و کهنه شدن جوهرها را زمان ممکن می سازد. بدون وجود زمان، هیچ یک از این رویدادها پدید نمی آید. جین ها زمان را دو قسم می دانند: یک زمان مطلق و واقعی است که موجب پیوستگی و بقاء اشیاء است و نه آغاز دارد و نه پایان و دیگری زمان نسبی و تجربی است که علت فرعی تبدیلات و دگرگونیهای مادی است. زمان واقعی را از استمرار تغییرات و دگرگونیهای جوهرهایی که بعلت گردش زمان منقلب شده اند، انتزاع می کنیم.

ماده یا پودگالا

ماده در فلسفۀ جین پودگالا خوانده می شود که در لغت شناسی به معنای چیزی است که هم استعداد اتحاد و امتزاج دارد و هم استعداد تجزیه و از هم پاشیدگی.

جوهرهای مادی هم می توانند با یکدیگر ترکیب شده و کلیت های بزرگ و بزرگ تری بسازند و هم اینکه از هم تجزیه شده و به بخش های کوچک تری تقسیم گردند. کوچک ترین جزء ماده که دیگر قابل تجزیه شدن به اجزای کوچک تر از خود نیست، اتم بسیط نام دارد. از ترکیب دو اتم یا بیشتر، اجسام مرکب پدید می آیند. بدن ما و سایر اشیای موجود در طبیعت از همین اتم های مادی ساخته شده اند. ذهن، قوه نطق و تنفس نیز محصول ماده یا پودگالا می باشند.

یک جوهر مادی  دارای چهار کیفیت لمس، طعم، بو و رنگ است. این کیفیات هم در اتم های جوهر مزبور وجود دارند و هم در ترکیبات آن.

زندگی پس از مرگ

نظر دین جین درباره زندگی پس از مرگ مشابه به دیدگاه دین هندویی است. انسان از روحی فناناپذیر در درون خود برخوردار است که با مرگ جسمانی نمی میرد. بلافاصله پس از مرگ بدن جسمانی، روح به بدن جدیدی نقل مکان می کند. انتقال به بدن جدید با تمام شرایط آن، به «کرمه»ی زندگی قبلی بستگی دارد. «گوتراکارما» و «ناماکارما»هایی وجود دارند که به ترتیب تولد خانوادگی و ساختمان بدنی را تعیین می کنند.

فقط روحی که بدون دلبستگی «کارماها» یا اعمال را انجام داده است، راه ایمان درست و معرفت درست و رفتار درست را دنبال و زندگی همراه با گوشه نشینی و ترک تعلق را پیشه کرده، دوباره متولد نخواهد شد. چنین روحی از همه تعلقات آزاد می شود. آزادی مرتبه روحانی نیل به کمال است. در این مرتبه روح ماهیت لایتناهی و روحانی اصلی خود را باز می یابد و مجبور نیست دوباره متولد شود؛ در نتیجه از تمام آلام رهایی یافته و به آرامش مطلق دست می یابد.

هم اکنون حدود ۲ میلیون پیرو آیین جین در هندوستان وجود دارد و در پاکستان نیز در حدود سیصد هزار نفر، و جمعیّت جهانی جاینها در حدود چهار میلیون نفر برآورد شده‌است. که لباس کامل به تن می‌کنند و به جای گدایی سرگرم تجارت هستند و وضع اقتصادی خوبی دارند. آنان آیین خود را نوسازی کرده‌اند و تنها قدیسان و اندکی از ایشان در زندگی به روشهای عجیب باستان روی می‌آورند.